آموزش ایده ها روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ترفندها

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • روش‌های پولساز بدون نیاز به سرمایه اولیه
  • روش‌های خلاقانه کسب درآمد آنلاین بدون هزینه زیاد
  • راه‌های نوین کسب درآمد بدون نیاز به پول
  • راه‌های جذاب کسب درآمد بدون سرمایه اولیه
  • راهکارهای کسب درآمد اینترنتی با کمترین هزینه
  • راهکارهای عملی برای درآمدزایی بدون هیچ سرمایه اولیه
  • راهنمای کامل کسب درآمد بدون سرمایه برای همه
  • ❌ هشدار : ترفندهایی که برای آرایش برای دختران حتما باید به آنها دقت کرد
  • ✔️ تکنیک های اساسی آرایش
  • ⛔ نکات اصلی و اساسی درباره آرایش دخترانه و زنانه که هرگز نادیده نگیرید
دانلود فایل های دانشگاهی | اعتماد – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 28 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

فرهادی نیز با یک گونه شناسی از مفهوم همکاری، سه نوع درون سویه، برون سویه و میان سویه را از همکاری ارائه داده است. مفهوم کمک کردن به دیگران که در کار حاضر مورد نظر ماست، مطابق نظر او دگریاری نامیده شده که نمونه بارز همکاری برون سویه است که در این نوع کمک، جهت بردار کنش یاری، یک طرفه و یک سویه است. به عبارت دیگر در آن انتظار کمک متقابل وجود ندارد و نوعی بخشش است. در دگریاری معمولا نقش یاری دهنده و یاری گیرنده ثابت است. انگیزه یاری در دگریاری غالبا و حداقل ظاهراً غیر اقتصادی استو غالبا یا کسب منزلت اجتماعی و یا اجر اخروی و یا تشفی روانی است (فرهادی، ۱۳۸۷: ۲۰).

  1. اعتماد

یکی از بسترهایی که زمینه ساز شکل گیری و تقویت اعتماد متقابل بین مردم است، روابط اجتماعی است. روابط اجتماعی که هسته اصلی جامعه محسوب می‌گردد، موجب خواهد شد که کنش گران با گسترش پیوندهای تعاملاتی خود، کنش های خود را در ساختار جامعه تسهیل نمایند و از این طریق به اهداف خود دست یابند. همه افراد در جامعه به نوعی در تلاش برای برقراری ارتباط با دیگران هستند تا مبادلات خود را در زمینه‌های مختلف سرعت دهند. روابط اجتماعی در ایجاد و تقویت اعتماد بین شخصی نقش اساسی ایفا می‌کند. اعتماد در روابط و تعاملات معنا پیدا کرده، توسعه می‌یابد و تقویت می شود. با این حال همواره نوعی ارتباط متقابل بین این دو وجود دارد. روابط و تعاملات اجتماعی، گرچه مستلزم اعتماد اولیه نسبت به یکدیگر است، اما این تعاملات و پیوندهای اجتماعی هستند که موجب تقویت و گسترش اعتماد بین افراد شده و زمینه را برای تداوم رابطه فراهم می‌کند.(باستانی و همکاران، ۱۳۸۷: ۴۴).

در فضای میتنی بر اعتماد، پیش‌بینی پذیری رفتار اجتماعی امکان پذیر می‌گردد و افراد برپایه انتظارات متقابل و تعهدات به یکدیگر، عمل می‌کنند که این امر موجب گسترش و تداوم روابط اجتماعی آن ها با یکدیگر می‌گردد. اگر افراد جامعه ای نسبت به یکدیگر اعتماد نداشته باشند، تداوم زندگی دشوار خواهد بود و افراد همواره نوعی ناامنی در روابط اجتماعی احساس می‌کنند که از میزان تعاملات آن ها می کاهد(باستانی و همکاران، ۱۳۸۷: ۷۷).

کلمن اعتماد را «وارد کردن احتمال خطر در تصمیم گیری برای دست زدن یا دست نزدن به کنش» تعریف می‌کند به اعتقاد او وضعیت های متضمن اعتماد، طبقه ای فرعی از وضعیت هایی را دربر می گیرند که متضمن خطر است. در این وضعیت ها خطری که فرد می پذیرد، به عملکرد کنشگر دیگری بستگی دارد(کلمن، ۱۳۷۷: ۱۴۶).

چلبی اعتماد را داشتن حسن ظن نسبت به همه افراد در روابط اجتماعی، جدای از تعلق آن ها به گروه قومی و قبیله ای می‌داند که این امر خود منجر به گسترش روابط برون گروهی می شود (رستمی، ۱۳۹۰: ۳۲).

از نظر زتومکا اعتماد یکی از عناصر اصلی اجتماع یا «ما» ی اخلاقی و به معنای «انتظار عمل صادقانه داشتن از دیگران نسبت به خودمان است » (زتومکا، ۱۳۸۶: ۱۵ به نقل از رستمی: ۳۲).

از نظر او سه نوع جهت گیری وجود دارد که مواجهه با هر یک از آن ها ممکن است برای انسان مخاطره آمیز باشد. اولین آن امید (یا مخالف آن تسلیم) است. احساسی که همه امور به خوشی (یا بدی) ختم می شود، یک احساس مبهم و منفعل است که به لحاظ عقلانی تصدیق نمی گردد. جهت گیری دیگر اطمینان (که مخالف آن تردید است) می‌باشد. این هم تا اندازه ای منفعل است اما تا اندازه ای متمرکز تر و توجیه پذیر است. اطمینان می‌تواند عنوان احساس بی اعتقادی قطعی تعریف شود. از آنجا که در وضعیت اطمینان، فرد به صورت فعال درگیر نمی شود، بلکه بیشتر حالت منفعل دارد و شاهد و ناظر وضعیت است. امکان دارد که تقصیر ناامیدی و سرخوردگی را نه به گردن خودش، بلکه به گردن دیگران، رژیم، نظام، تبلیغات، اطلاعات مخدوش و گواهان جعلی بیندازد و در نهایت در وضعیت هایی که ما به رغم عدم قطعیت و مخاطره محبور به عمل کردن هستیم، مواجه با سومین جهت گیری یعنی اعتماد می‌شویم. اعتماد از این نظر متفاوت از امید و اطمینان است که درقالب گفتمان عاملیت، که به طور فعال با آینده ناشناخته مواجه شده آن را پیش‌بینی می‌کند، قرار می‌گیرد. با عمل کردن در شرایط عدم قطعیت و غیر قابل کنترل، با مخاطره مواجه می‌شویم و نسبت به آینده نامعین و کنش های آزاد دیگران دچار شک و تردید می‌شویم. ‌بنابرین‏ ساده ترین و عمومی ترین تعریف اعتماد عبارت است از تردید نسبت به کنش های اجتماعی دیگران درآینده. اعتماد از دو مؤلفه‌ اصلی، باورها و تعهد تشکیل شده است. با اعتماد کردن ما به گونه ای رفتار می‌کنیم که گویا آینده را می بینیم.

زتومکا دو نوع اعتماد را معرفی کرده: اعتماد بین شخصی و اعتماد تعمیم یافته. منظور از اعتماد بین شخصی، اعتمادی است که حاصل روابط مستقیم و چهره به چهره میان اعضای جامعه است. او در توضیح این نوع اعتماد اظهار می‌دارد محدودترین شعاع اعتماد مربوط به اعتماد میان اعضای خانواده می شود که دربردارنده میزان محبت و نزدیکی است. سپس مربوط به افرادی می شود که به لحاظ شخصی آن ها را می شناسیم. کسانی که ما آن ها را به نام می شناسیم و با آن ها رو در رو تماس داریم (دوستانمان، همکاران، شرکای تجاری و …) اینجا اعتماد باز هم متضمن درجه قابل توجهی از صمیمیت و نزدیکی است اما اعتماد تعمیم یافته در سطحی گسترده تر از خانواده، دوستان و آشنایان قرار می‌گیرد. زتومکا این نوع اعتماد را چنین توصیف می‌کند: گسترده ترین دایره اعتماد شامل دسته های بزرگی از مردم می‌شوند که معتقدیم در برخی از چیزها با آن ها اشتراک داریم. کسانی که به اصطلاح «دیگران غایب» هستند که مواجهه مستقیم با آن ها نداریم و تنها در تخیل مان آن ها را به عنوان یک جمع واقعی ساخته ایم (مانند هموطنان، اعضای گروه قومی، مذهبی، نژادی، جنسی، سنی، نسلی، شغلی مان و …) در اینجا اعتماد به اشخاص واقعی به تدریج تبدیل به اعتماد به مقوله های اجتماعی انتزاعی تر (به عنوان جمعی از اشخاص که در برخی از ویژگی های عام مشترکند) می شود. برای مثال اعتماد یا بی اعتمادی ممکن است معطوفبه جنسیت، صنف، نژاد، قومیت، مذهب، دارایی و … باشد (زتومکا، ۱۳۸۶ به نقل از رستمی: ۳۳).

نظر دهید »
دانلود پایان نامه و مقاله | بند دهم ـ رابطه ی روش شناسی و نظریه – 4
ارسال شده در 28 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

البته به بعضی از این سؤال ها جواب هایی داده اندکه در این جابه آن هااشاراتی مختصرمی کنیم:

۱-۹- دکارت: دراصول جایی برای حجیّت نیست. اصول راباید با تفکّر و تحقیق خودمان پیداکنیم. در اصول شناسایی از جمله اینکه معرفت فطری است یا تجربی وهمچنین در مبانی اخلاقی هرکجاکه بحث ،بحث اصولی باشد،دکارت می گویدحجیّت راه ندارد.چون ما بایداصول را با تحقیق تشخیص بدهیم و پیداکنیم. در فروع که قضیه گسترش پیدا می ‌کند در خیلی مواقع به نظر دکارت می توان مقلّدبود. خیلی ها از جمله ابن رشد، محمدبن زکریای رازی و ابن سینا(غیراز بحث معادجسمانی که ‌تعبدی قبول کرده) قائل به حجیّت در اصول نیستند.

۲-۹- متکلّمین: این گروه عقل ‌را تسلیم ایمان می‌کنند و«حجیّت» را به عنوان یک منبع مستقل غیر ازآن منابع چهارگانه که ذکرکردیم می دانند وگفته اندکه یک منبع شناسایی نیز«حجیّت» است که البته این حرف درستی نیست؛ زیرا حجیت نوعی شناسایی نیست بلکه خودش منتهی می شود به اینکه اگرامورفیزیکی وطبیعی ‌باشد از طریق تجربه فهمیده می شودودرغیراین صورت از طریق استدلالهای عقلی درک می شود.

بند دهم ـ رابطه ی روش شناسی و نظریه

همان گونه که هستى‏شناسى‏ها، معرفت‏شناسى‏ها و هدف­هاى معرفتى گوناگون در شیوه‏هاى عام معرفت و همچنین در وسیع‏ترین سطح، در روش‏شناسى تأثیرگذار هستند، نظریه‏هاى مختلف علمى در شیوه و روش محققین براى شناخت موضوعاتى که نظریات ناظر به آن ها هستند تأثیر مى‏گذارند. هر نظریه اجتماعى و یا سیاسى به تناسب نگاهى که به موضوع مورد مطالعه‌ خود مى‏کند، زمینه‌ی استفاده از روش­هاى کمّى و یا کیفى مناسب و سازگار با خود را ایجاد مى‏نماید. برخى از نظریّات جایى براى استفاده از روش­هاى کمّى باقى نمى‏گذارند و بعضى دیگر مسائل کیفى را نیز به افق امور کمى تنزل مى‏دهند. اگر در تشبیه علم به ارگانیسم زنده، نظریّه در حکم قلب علم دانسته شود، روشى که در هر علم به کار مى‏رود. در حکم سیستم و شبکه‌ عروق است که ارتباطات قلب را با حوزه‏هاى مختلف علمى و موضوعات مربوط به آن ها حفظ مى‏کند. همان گونه که هر قلب مقتضى رگ‌ها و عروقى مناسب با خود است هر نظریه در کاربرد خویش روش­هاى ویژه خود را طلب مى‏کند. [۴۱]

بند یازدهم ـ تعامل روش‏شناسى و علم

تعامل روش‌شناسى با علومى که روش آن ها موضوع دانش منطق و روش‏شناسى است تعاملى دو سویه و دیالکتیکى است. علوم برخى از مبادى و اصول موضوعه‌ی روش‏شناسى را تأمین مى‏کنند و روش‏شناسى راه و شیوه صحیح اندیشه را به آن ها مى‏آموزد و بدین ترتیب هریک از این دو به غنا و گسترش مباحث دیگرى مى‏افزایند. ویژگى این تعامل از دیرباز مورد توجه متفکرین و منطق‏دانان دنیاى اسلام بوده است. آنان کوشیده‏اند تا این تعامل را به گونه‏اى سامان بخشند تا مصون از برخى مشکلات روش‌شناختى نظیر دور باشد. اصول اوّلیه‌ی منطق، گزاره‏هایى هستى‌شناختى است که از فلسفه اخذ مى‏شود نظیر مبدأ عدم تناقض که به استحاله‌ی جمع اجتماع و یا ارتفاع هستى و نیستى حکم مى‏کند، و این گونه اصول از زمره اوّلیاتى است که فلسفه در وصول به آن ها نیاز به تلاش علمى ندارد، هر راهى را نیز که فیلسوف در تبیین این اصول مى‏پیماید، براى اثبات اصل آن ها نمى‏باشد. بلکه در اثبات وصف آن ها نظیر وصف بداهت و اوّلى بودن است. برخى از گام­هاى نخستین منطقى نیز نظیر منتج بودن شکل اول، بدیهى اوّلى است. فلسفه در مراحل نخستین با بهره گرفتن از اصول اولیه منطقى، اصول موضوعه و گاه موضوعات نوینى را براى کاوش‌هاى منطقى تهیه مى‏کند. و روش‏شناسى با بهره گرفتن از آن اصول به افق‌هاى جدیدى از معرفت راه مى‏یابد و بدین ترتیب تعامل مستمر روش‏شناسى و علوم در سطوح مختلف ادامه پیدا مى‏کند.[۴۲]

بند دوازدهم ـ روش‏شناسى و فلسفه

سطوح مختلف معرفت، لایه‏هاى طولى روش‏شناسى را به دنبال مى‏آورند، و لکن بنیان‌هاى فلسفى، هستى‏شناسى‏ها و معرفت‏شناسى‏هاى گوناگون، انواع مختلف روش‏شناسى را که در عرض یکدیگر و یا در تقابل با یکدیگر مى‏باشند پدید مى‏آورند. منطق صورى یک روش‏شناسى عام و گسترده‏اى است که از مبناى فلسفى و معرفت­شناختى حکمت مشاء استفاده مى‏کند.[۴۳] منطق دیالکتیکى هگل نوع دیگرى از روش‏شناسى عام است که از مبانى فلسفى او بهره مى‏برد. این منطق، در رشته‏هاى مختلف علمى، هم نظریات مناسب با خود را به دنبال مى‏آورد و هم روش‌هاى خاصى را که در ذیل روش‏شناسى عام آن قرار مى‏گیرد تولید مى‏کند. منطق علمى بیکن یک روش‏شناسى عام علمى است که از مبناى معرفت‌شناختى او که حس‌گرایى است بهره مى‏برد، برخى از روش­هاى هرمنوتیکى معرفت نیز روش‌هاى عامى هستند که از مبناى معرفت‌شناختى خود استفاده مى‏کنند. هریک از روش­های مذبور الزامات بعدى را در سطوح و لایه‏هاى جزئى و خاص و همچنین توصیه‏هاى سازگار با خود را نیز به ارمغان مى‏آورند.[۴۴]

فصل دوم

رویـکرد فـلـسـفـی

بنداول – انواع رویکردها

رویکردهای پژوهشی، یعنی این که پژوهشگر با چه موضعی به پژوهش درباره ی یک مسئله یا موضوع یا متن می پردازد،به اعتباری به دو نوع درونی و بیرونی و به اعتبار دیگر به تک منظری وچند منظری تقسیم می شود:

۱-۱-رویکرد درونی وبرونی: گاهی پژوهشگراز منظریک معتقد و بازی گر به توصیف ‌و توجیه وتبیین چیزی می پردازد که در این صورت آن راپژوهش درونی گویند.اما گاهی پژوهشگراز نگاه یک غیرمعتقد و تماشاگر محض به توصیف و توجیه و تبیین آن چیزاهتمام می ورزد که در این هنگام آن پژوهش برونی نامند.[۴۵]

پژوهش درونی جانب دارانه و تعصب آلود و از روی حبّ و بغض، و پژوهش برونی بی طرفانه وبی غرضانه است.امروز پژوهشی را علمی می خوانند که تماشاگرانه وبیرونی و خالی از تعصب و جانب داری باشد.محقق با چنین رویکردی بسان عالم علم تشریح است که نمی گوید:بایدفلان استخوان دراینجاباشد یابایدفلان استخوان دارای این حجم و وزن وشکل باشد؛بلکه همان چیزی راکه می‌یابد، توصیف می‌کند.غرض اووصف حقایق است،نه وضع قواعد.[۴۶]

لزوماًًهرمعتقدی جانب دارانه وهرغیرمعتقدی بی طرفانه تحقیق نمی کند.معتقدمی توانددرعین ‌اعتقاد به آموزه ای بی طرفانه به بررسی آن بپردازدوآن منوط ‌به این است که نخست،همه ی دیدگاه های موافق و مخالف و ادله ی آنان را چنان که هست،توصیف کندوسپس به نقدآنها روی آورد.[۴۷]

اغلب پژوهشگرغیرمعتقد چنان که شایسته است،به همه ی ابعادموضوع اشراف علمی پیدا نمی کندو لذابه تفسیر درست آن نایل نمی آید؛چنان که یک غیرمعتقدنمی تواندسوز و گدازیک شیعی را درسوگ امام حسین(ع)به درستی درک کند؛زیرا او نمی تواندبا یک شیعی همدلی داشته باشد.

۲-۱- رویکرد تک منظری وچندمنظری:

بسیاری ‌از موضوعات درعلوم مختلف ویادریک علم ازیک دیدگاه های مختلفی موردبحث قرارمی گیرد.پژوهش تک منظری آن است که به مباحث مطرح دریک علم یایک دیدگاه بسنده شود.

نظر دهید »
فایل های مقالات و پروژه ها | الف) مدل‌های علامت‌دهی یا انعکاسی – 3
ارسال شده در 28 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

الف) مدل‌های علامت‌دهی یا انعکاسی[۱۰]

ب) هزینه نمایندگی[۱۱]

ج) فرض جریان نقدی آزاد[۱۲]

کاهش نابرابری اطلاعاتی میان مدیران و مالکان از طریق تغییرات غیر منتظره در سیاست تقسیم سود اساس مدل‌های علامت‌دهی را تشکیل می‌دهد. نظریه هزینه های نمایندگی از سیاست تقسیم سود برای هم سویی بهتر منافع سهام‌داران و مدیران استفاده ‌می‌کند و فرضیه جریان نقدی آزاد ترکیب ویژه‌ای از نظریه های هزینه نمایندگی و علامت‌دهی است.

الف) مدل‌های علامت‌دهی یا انعکاسی

طرفداران نظریه علامت‌دهی معتقدند سیاست تقسیم سود شرکت علامت یا انعکاسی از عملکرد جاری و آتی شرکت می‌باشد. در این مدل فرض بر این است سود پرداختی یک شرکت زمانی افزایش می‌یابد که انتظار برود سودهای آتی افزایش یابد.

اثر سیاست تقسیم سود بر رفتار سرمایه‌گذاران، ‌به این دلیل که اطلاعاتی درباره عملکرد جاری و آتی شرکت دارد، اثر محتوای اطلاعاتی نامیده می‌شود.

در آغاز دهه ۱۹۸۰، بار یوسف و هافمن مقاله‌ای با عنوان « اثر علامت‌دهی تقسیم سود روی قیمت سهام» منتشر کردند. آن‌ ها بر این عقیده بودند که با افزایش غیر قابل انتظار سودهای تقسیمی قیمت سهام شرکت‌ها افزایش و در زمان قطع سودهای تقسیمی کاهش خواهد یافت (بار-یوسف و هافمن[۱۳]،۱۹۸۶). آمباریش[۱۴] و همکاران ( ۱۹۸۷ )، کیل و نو[۱۵] (۱۹۹۰ ) نیز با نظر بار یوسف و هافمن موافق بودند.

ب) هزینه نمایندگی

شناسایی هزینه های بالقوه نمایندگی، مربوط به جداسازی مدیریت و مالکیت، موضوعی است که سابقه آن به سه قرن برمی‌گردد. تضاد اطلاعاتی میان مدیریت و سهام‌داران هزینه‌ای به صورت تفاوت قیمت سهام را به دنبال دارد که این هزینه ها به «هزینه های نمایندگی» معروف است. هزینه های نمایندگی در شرکت‌هایی که مدیریت آن‌ ها بر عهده مالکان است به دلیل هم سویی اهداف مدیران و سهام‌داران کمتر است. چنانچه در شرکتی تضاد نسبی یا جزئی میان سهام‌داران و مدیران وجود داشته باشد در این صورت مدیریت برای حفظ موقعیت خود ناچار است سیاست تقسیم سودی را اتخاذ کند که هزینه های نمایندگی را به حداقل برساند. در این صورت سود سهام نقش عمده‌ای در ارزش شرکت خواهد داشت، زیرا پرداخت سود سهام به طور غیر مستقیم مبین نتیجه فعالیت‌های سرمایه‌گذاری مدیریت قلمداد می‌شود (خادم مؤخر شهرضا، ۱۳۸۰ ).

ج) فرض جریان نقد آزاد[۱۶]

مدیر محافظه‌کاری که در جهت افزایش منافع سهام‌داران تلاش می‌کند، می‌بایست در فرصت‌های سود‌آور سرمایه‌گذاری کند. جدایی مالکیت و مدیریت ممکن است باعث اغوای مدیران شده و مبالغ (‌وجوه ) مازاد در راه‌هایی مصرف شود که موجب هدر دادن منابع شرکت شود.

جنسون نظریه نابرابری اطلاعات و نمایندگی را با هم ترکیب کرده و فرضیه جریان نقدی آزاد را مطرح، که بر اساس آن وجوه باقی مانده پس از تأمین مالی تمام پروژه های دارای ارزش فعلی خالص (‌NPV‌) مثبت باعث به وجود آمدن تضاد میان منافع مدیران و سهام‌داران می‌شود. پرداخت‌های بهره بدهی و تقسیم سود و سرمایه‌گذاری در پروژه هایی با ارزش مورد انتظار مثبت توسط مدیران، از مصرف وجوه مازاد در اموری که در راستای اهداف شرکت نیست می‌کاهد.

۲-۲-۵- مدل‌های رفتاری[۱۷]

هیچ کدام از الگو‌های بحث شده، رفتار تقسیم سود شرکت مورد مشاهده را به دلیل عدم توجه به رفتار سرمایه‌گذار، به طور کامل توضیح نمی‌دهند. رفتار سرمایه‌گذار تحت تأثیر معیارهای جامعه قرار می‌گیرد و متأسفانه اغلب به وسیله نظریه‌پردازان مالی به دلیل مشکل معرفی آن، در مدل‌های قیمت‌گذاری مالی نادیده گرفته شده است. در واقع وارد کردن این اثرات در مدل منجر به بسط نظریه به منظور توضیح تداوم سیاست تقسیم سود شرکت می‌شود. فشار‌های اجتماعی می‌تواند منجر به اشتباه در قضاوت و اتخاذ تصمیمات غیر‌منطقی درباره خرید یا فروش سهام توسط سهام‌داران شود. از این رو تمرکز بر روانشناسی سرمایه‌گذار تأثیر بسزایی در مجموع فعالیت بازار دارد. سیاست تقسیم سود با افزایش ثروت سهام‌داران همخوانی و با افزودن الگوی رفتار اقتصادی- اجتماعی به مدل‌های اقتصادی بهتر توصیف می‌شود. مدیران می‌دانند که سهام‌داران مایل به گرفتن سود هستند، از این رو پرداخت یا افزایش سود پرداختی روشی برای کاهش اضطراب سرمایه‌گذار و آرام کردن او است. پرداخت‌های سود می‌تواند به عنوان انعکاس عوامل اقتصادی – اجتماعی در ارزیابی شرکت تلقی شود. توجه به روانشناسی سرمایه‌گذار و عوامل اقتصادی – اجتماعی منجر به مطرح شدن مدل‌های رفتاری شد.

مدل‌های رفتاری خود به دو بخش تقسیم می‌شوند:

الف : تحقیقات پیمایشی مدیریتی

ب : مدل‌های نظری رفتاری

الف : تحقیقات پیمایشی مدیریتی

لینتنر در سال ۱۹۵۶ مصاحبه هایی با مدیران مالی شرکت‌های سهامی انجام داد و دریافت که سیاست تقسیم سود به دلیل کاهش واکنش های منفی سرمایه‌گذاران، یک متغیر مؤثر تصمیم گیری است. دارلینگ[۱۸] (‌۱۹۵۷‌)، فاما وبابیاک[۱۹] (‌۱۹۶۸‌) و تورفسکی[۲۰] (‌۱۹۶۷‌) شواهد تجربی بر یافته های لینتنر یافتند. در این تحقیق کلاسیک لینتر بیان می‌کند که سیاست تقسیم سود هدف شرکت، بخش ثابتی از سودهای جاری است اما مدیران، سود تقسیمی سال قبل را بر اساس یک پارامتر تعدیل کرده و به تدریج به سطح سود تقسیمی مورد نظر یا هدف می‌رسند.

بر اساس مدل هموار‌سازی سود تقسیمی لینتنر ( ۱۹۵۶ ) و فاما و بابیاک ( ۱۹۶۸ ) سود تقسیمی بر مبنای سودهای جاری و گذشته تعیین می‌شود.

لینتنر در تحقیق خود محدودیت‌های قانونی، حجم سرمایه‌گذاری، بدهی و اندازه شرکت را در نظر نگرفت. والش و هور کینز (‌۱۹۷۱‌) دریافتند که میان تمایل سهام‌داران به سود تقسیمی و نیاز مدیران به سرمایه‌گذاری سودهای انباشته تضاد وجود دارد. مدیران به سودهای جاری و مورد انتظار، سابقه پرداخت سود، ثبات سود تقسیمی، جریانات نقدی، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و خواسته‌های سهام‌داران در تعیین سطح پرداخت سود توجه می‌کنند. تحقیقات پیمایشی بیکر و همکاران (‌۱۹۸۵‌)، نتایج لینتنر (‌۱۹۵۶‌) را تأیید کرد.

ب : مدل‌های نظری رفتاری

گرین و فلدستین (‌۱۹۸۳‌) معتقدند تقسیم سود توسط شرکت پس از ارزیابی موارد زیر صورت می‌گیرد:

اول، سیاست تقسیم سود نتیجه نیازهای مصرفی سرمایه‌گذار است. اثر مالیاتی سود تقسیمی از هزینه های فروش سهام برای کسب درآمد (‌در زمان انباشته شدن سود‌) کم تر است.

دوم، ارزش بازار سود‌های انباشته کمتر از ارزش بازار سود‌های تقسیمی است.

سوم، پرداخت سود با نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام هماهنگی دارد.

چهارم، پرداخت سود، محصول فرعی جداسازی مدیران و مالکان شرکت سهامی است و به کاهش هزینه های نمایندگی حاصل از جداسازی مالکین و مدیران شرکت‌های سهامی کمک می‌کند.

پنچم، تأثیر نابرابری اطلاعاتی و هزینه های نمایندگی در مدل تقسیم سود قابل ملاحظه نیست.

۲-۲-۶- تعریف مدیریت سود
نظر دهید »
دانلود پایان نامه های آماده | ۳-۹-۳- انتقال مالکیت حصه‌ی سهامدار از سرمایه شرکت – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 28 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

۳-۹-۲- ثبت انتقال در دفاتر ثبت سهام شرکت

بر اساس اصل نسبی بودن قراردادها، اثر انتقال سهام تنها مربوط به طرفین معامله است ولی در انتقال سهام، اثر قرارداد علاوه بر طرفین یعنی ناقل و منتقل‌الیه سهام، برشرکت نیز مؤثر است.

البته انتقال زمانی بر شرکت نیز مؤثر است که انتقال در دفتر شرکت ثبت شده باشد و شرایط شکلی انتقال، رعایت شده باشد.

اثر انتقال سهام بر شرکت، سهامدار شناختن منتقل‌الیه است و این که منتقل‌الیه جزء شرکای شرکت محسوب و نام او به عنوان مالک در دفتر ثبت می‌شود. همچنین با ثبت انتقال در شرکت، خریدار واجد حقوق و تعهدات مربوط به سهم می‌شود.

زمان ثبت انتقال در قانون مشخص نشده ولی در هر حال زمان ثبت نام باید یک مدت متعارف و معقول باشد و نه خیلی فوری و نه تأخیر بیش از حد.

شرکت باید مدارک مربوط به انتقال را بررسی کند و برای این کار نیاز به فرصت کافی دارد و بعد از بررسی مدارک، در صورت صحت مدارک و قانونی بودن انتقال، انتقال را ثبت می‌کند. شرکت باید فرصت کافی برای بررسی مدارک و اطمینان از انتقال قانونی داشته باشد و پس از آن اقدام به ثبت انتقال نماید.

۳-۹-۳- انتقال مالکیت حصه‌ی سهامدار از سرمایه شرکت

شرکت صاحب کل سرمایه است که سهام نمودار آن می‌باشد و در واقع سرمایه شرکت متعلق به شخص حقوقی است. ‌در کلیه‌ی شرکت‌های تجاری، دارایی شرکت، از دارایی شرکا جدا است. سرمایه‌ شرکت بعد از پرداخت‌، جزء دارایی شرکت محسوب می‌شود.

«شخص زمانی که وارد شرکت شد و آورده خود را به شرکت آورد، در برابر آورده‌اش به او سهم تعلق می‌گیرد. هر سهم معلوم می‌کند که نسبت به کل سرمایه، صاحب آن تا چه حد حقوق و تعهدات دارد. یعنی هر سهم نمودار یک قسمت از کل سرمایه‌ شرکت است و صاحب سهم از منافع آن استفاده می‌کند و به میزان سهم خود شریک در تعهدات شرکت است».[۶۶]

درست است که شرکت صاحب کل سرمایه است که سهام نمودار آن می‌باشد و در واقع سرمایه متعلق به شخص حقوقی است ولی در صورت انحلال شرکت، سهام‌داران به نسبت سهم خود، در سرمایه سهم دارند. یعنی زمانی که شرکت منحل شد، شخص به میزان سهمش مالک دارایی باقیمانده‌ی آن شرکت است (مگر سهام‌دارانِ سهام انتفاعی که سهمی از این سرمایه نمیبرند).

البته همان‌ طور که در مبحث ماهیت معاملات سهام آمد این حق احتمالی است، ولی در هر حال با انتقال سهام این حق احتمالی نیز به منتقل‌الیه، انتقال میابد.

۳-۱۰- تکالیف طرفین قرارداد انتقال سهام

زمانی که قرارداد انتقال بین طرفین منعقد شد، برای این که هر کدام بتوانند حق مالکیت خود را اعمال کنند، باید وظایفی را انجام دهند. در صورتی که ‌به این تکالیف عمل نشود، طرفین با وجود مالکیت قانونی امکان اعمال حق مالکیت ندارند و در این صورت امکان اجبار ایشان به انجام این وظایف از سوی مراجع ذی‌صلاح و همچنین امکان مطالبه‌ی خسارت وجود دارد. در این قسمت به بیان وظایف طرفین پرداخته می‌شود.

۳-۱۰-۱- تکالیف ناقل

زمانی که معامله بین ناقل و منتقل‌الیه منعقد شد، ناقل باید اوراق مربوط به انتقال سهام را به شخص ارائه دهد و برای تکمیل انعقاد به دفتر ثبت سهام شرکت مراجعه کند. هم چنین ثبت انتقال را در دفتر ثبت سهام را امضا کند. علاوه بر اوراق انتقال، اوراق سهام نیز باید به منتقل‌الیه منتقل شود تا خریدار بتواند از حقوق و مزایای آن استفاده کند.

البته زمانی که عقد منعقد شد، خریدار مالک سهام هست ولی دارا بودن اوراق سهم و ارائه‌ آن به شرکت و ثبت انتقال است که‌، ‌به این انتقال سندیت می‌دهد و شخص می‌تواند از حقوق و مزایای آن بهره‌مند گردد.

در صورتی که ناقل به تکالیف خود عمل نکند و اوراق را تسلیم نکند، امکان اجبار او از طریق مراجع ذی‌صلاح قضایی وجود دارد. منتقل‌الیه می‌تواند الزام انتقال‌دهنده رابه ثبت انتقال و امضاء دفاتر شرکت از طریق دادگاه نیز بخواهد و در صورت وجود مانع قانونی یا ‌اساس‌نامه‌ای، انتقال‌دهنده مسئول جبران خسارت است. در واقع هم امکان اجبار ناقل به ارائه‌ سند سهام وجود دارد و هم امکان اجبار او به حضور در شرکت و تسلیم اوراق انتقال و ثبت انتقال سهام. در صورتی که ناقل ‌تعهدات خود را انجام ندهد، امکان فسخ و مطالبه‌ی خسارت برای منتقل‌الیه وجود دارد.

البته تعهدات دو طرف قرارداد در مقابل یکدیگر قرار دارد و در صورتی که منتقل‌الیه به تعهد خود یعنی پرداخت مبلغ سهام، عمل نکند، شخص ناقل حق حبس دارد و می‌تواند تعهدات خود را تا ایفاء تعهدات منتقل‌الیه، انجام ندهد و اوراق را تسلیم نکند و یا دفتر ثبت را امضا نکند.

تسلیم اوراق سهم بر اساس این که نوع سهام چیست و در کجا (داخل بورس یا خارج بورس) ارائه شده متفاوت است.

در صورتی که انتقال سهام در بورس صورت پذیرد، انتقال دهنده اوراق سهام یا گواهینامه‌ی‌ نقل وانتقال سهام را همراه دستور فروش و وکالتنامه فروش تسلیم کارگزار خود می‌کند تا پس از انجام معامله تسلیم کارگزار خریدار شود.

زمانی که معامله انتقال صورت می‌گیرد، به محض معامله انتقال ثبت نمی‌شود. تا زمانی که انتقال ثبت شود ایفاء حقوق و تعهدات بر عهده ناقل است زیرا، نام او هنوز به عنوان سهامدار در شرکت ثبت شده است. البته این مورد می‌تواند نوعی وکالت محسوب شود و ناقل وکیل منتقل‌الیه محسوب می‌شود.

۳-۱۰-۲- تکالیف منتقل‌الیه

انتقال یک توافق بین ناقل و منتقل‌الیه است، در نتیجه تعهدات مربوط ‌به این انتقال می‌تواند قانونی و یا بر حسب توافق طرفین به اختیار تعین شود.

اگر تعهدات به صورت اختیاری ایجاد شده باشد طرفین موظف به عمل ‌به این تعهدات هستند. انتقال سهام ممکن است معوض یا غیر معوض باشد. اگر انتقال سهام معوض باشد، تعهد منتقل‌الیه پرداخت عوض می‌باشد.

همان‌ طور که گفته شد تعهدات طرفین قرارداد مقابل یکدیگر قرار دارد و در صورتی که منتقل‌الیه به تعهد خود عمل نکند و عوض سهام را نپردازد‌، برای ناقل حق حبس وجود دارد و می‌تواند از ثبت و امضای انتقال خودداری کند.

پرداخت عوض توافقی است و می‌تواند نقدی یا قسطی و … باشد.

در صورت عدم انجام تعهد و پرداخت عوض از سوی منتقل‌الیه، ناقل، می‌تواند الزام او رابه انجام تعهد از دادگاه بخواهد و یا می‌توان برای ناقل، خیار تأخیر ثمن قائل بود.

تعهد دیگر نیز این است که اگر انتقال معوض باشد، تاقبل از ثبت انتقال، شرکت و اشخاص ثالث، ناقل را سهامدار می‌شناسند و در صورتی که مبلغ سهام پرداخت نشده باشد و شرکت نیز قبل از ثبت انتقال، باقیمانده‌ی وجه را مطالبه کند، منتقل‌الیه باید قیمت سهام را به ناقل بپردازد تا ناقل آن را به شرکت پرداخت کند.

فصل چهارم:

انتقال

سهم الشرکه

در این فصل به بررسی انتفال سهم‌الشرکه در شرکت‌های شخص و شرکت با مسئولیت محدود ‌پرداخته می‌شود. در انتقال سهم‌الشرکه اصل بر عدم قابلیت انتقال است.

نظر دهید »
پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | گفتار نخست : گونه های دخالت دولت در عرصه ی فرهنگ – 8
ارسال شده در 28 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

گفتار نخست : گونه های دخالت دولت در عرصه ی فرهنگ

بند اول : ایفای نقش حمایتی

«نقشی که امروزه برای دولت در حوزه فرهنگ، در نظر گرفته می‌شود،به صورت حمایتی است. چنان‌که بائومل دولت‌ مرد پیر عرصه اقتصاد فرهنگی،بیان می‌دارد که محذورات اقتصادی ایجاب می‌کند که دولت به حمایت از کارهای فرهنگی برخیزد. وی اذعان می‌دارد که: یک هنر نمایشی با یک صنعت دستی همیشه از بیماری هزینه رنج می‌برد و قادر نیز نیست که از شیوه های مربوط به کاستن میزان هزینه ها که از ابتکارات تکنولوژی است ، بهره‌ مند شود. این وضعیت سازمان‌ها را به افزایش قیمت ‌ها، کاهش خروجی برنامه ‌ریزی شده و راه‌ های گسترش مخاطبان سوق می‌دهد. از همین روست که سیاست‌های فرهنگی از تصمیمات روزمره‌ای در سازمان‌ها پدید می‌آید که به‌ عنوان مثال تلاش می‌کنند تا تغییرات خود را با تغییرات محیطی سازگار کنند. یک سازمان غیرانتفاعی سالم نیازمند جریان‌های سرمایه‌ای متنوّع است که بتواند در دوره هایی که دچار بحران‌های مالی می‌شود بر منابع دیگر همچون، نیروی انسانی، خدمات و برنامه‌ریزی تجاوز نکند. از همین روست که این سازمان‌ها در حال تقلید کردن از بازار تجاری وسیع‌تر هستند. چنان‌که آن‌ ها سعی در اتّکای به خود بوده در جستجوی متحّدان خلّاق برای همکاری در حوزه های به دست آوردن حامیان مالی، اعتبارات مالیاتی، و حمایت اعلانی مانند: پیشبرد امور جهت تأثیرگذاری بیشتر، فراهم‌آوری متدهای تجاری و جستجو برای یافتن راه‌های جدید جهت افزایش درآمدهای حاصله می‌باشند. از همین روست که حضور دولت می‌تواند زمینه‌ای را ایجاد کند که دنیای فرهنگ به وادی اقتصاد کشیده نشود و تولید فرهنگی نقش و کارکرد اصلی خود که همانا ساختن و هویّت بخشیدن به انسان است را فدای کاربرد و نقش اقتصادی و تجاری خود نکند. [۲۲]»

آگوستین ژیرارد معتقد است که «مقامات دولتی محافظان طبیعی هم هنرمندان آفریننده در مرحله درون داد فرایند صنعتی و هم کل مردم (مصرف‌کنندگان و کاربران) که در انتهای فرایند واقع شده‌اند، خط‌مشی‌های به کلی خاص خود را که لزوماًً مغایر با فعالیت‌های بخش خصوصی نیست، به کار می‌برند»[۲۳] . «وی اختیاراتی برای مقامات دولتی برای دخالت در صنایع امروزه فرهنگی قائل است که از آن‌جمله به موارد ذیل اشاره دارد:افزایش دسترسی به فرهنگ؛ دمکراتیک‌سازی، تمرکززدایی و انگیزش زندگی فرهنگی مردم.پرورش فعالیت‌های آفریننده، ارائه زمینه فعالیت برای بسیاری از مهارت‌ها و استفاده بهتر از ،استعدادها و بالا بردن سطح زندگی هنرمندان و کسانی که به طور حرفه‌ای دست‌اندرکار فعالیت‌های فرهنگی هستند،نوسازی مؤسسات فرهنگی سنتّی،تقویت توان ملّی برای تولید فرهنگی،حصول اطمینان از نفوذ فرهنگی کشور در خارج و حفاظت از استقلال فرهنگی آن. این اختیارات از طریق ذیل می‌تواند صورت پذیرد.

کمک مستقیم؛ که عمدتاًً به ‌وسیله پرداخت یارانه یا خرید کالاها و خدمات با بودجه دولتی انجام می‌شو،.کمک غیرمستقیم؛ به ‌صورت بخشیدن مالیات، تخفیف‌های ویژه مالیاتی، ایجاد صندوق‌های ویژه حمایتی وتدوین مقرّرات (مشخصات، قراردادهای برنامه ها و امثال آن‌ ها)؛ که برخی شاخه‌ها را ملزم به رعایت قوانین ناظر بر خدمات عمومی می‌کند. مثل تعیین سقف حداکثر برای نمایش فیلم‌های خارجی در تلویزیون و … ، شرکت در موافقتنامه‌های بین‌المللی؛ به‌ ویژه موافقتنامه‌های مربوط به حقوق نویسندگان و مصنفا،.استفاده از مشوّق‌هایی همچون جشنواره‌ها، جوایز بخت‌آزمایی و امثال آن گسترش ضمانت‌های بانکی و دادن وام‌های صادراتی.[۲۴]»

پییر مولینیر نیز ‌در مورد اختیارات دولت‌ها در زمینه فرهنگ به چند مورد اشاره دارد:
«تشویق آفرینش هنری بدون کوشش برای کنترل آن،ایجاد ابزارهای مالی و قانونی ضروری.،به وجود آوردن زیرساخت‌ها و تأسیس نهادهای تخصّصی برای حمایت از فعالیت‌هایی که به فرهنگ مرتبط است و جزء این‌ها به ‌منظور توسعه و بسط زندگی فرهنگ،.ایجاد امکانات برای دستیابی آزادانه به زندگی فرهنگی و تشویق به مشارکت مردم در زندگی فرهنگی.[۲۵]»
«از دیگر نقش‌های حمایتی دولت نسبت به فرهنگ را باید در عملکرد آن در حوزه های اقتصادی و تجاری جستجو کرد. سیاست‌گذاران فرهنگی فضای بازی برای شکوفایی و توسعه فرهنگ ایجاد کرده و راهی میان بازار (تجارت) و دولت می‌توانند پیدا کنند. نظر به دامنه بین‌المللی فعالیت فرهنگی و گسترده بودن حیطه فرهنگ به ایده ها و شکل‌های سازمانی جدید، نیاز است تا بتوان میان فعالیت‌های فرهنگی، سیاست فرهنگی و فعالیت‌های فرهنگی تجاری امکانات مفید و سازنده‌ای را به وجود آورد. “در بیشتر کشورهای صنعتی غربی، غالب اقدامات فرهنگی این هدف را دنبال می‌کنند که دولت را موظّف کنند از فعالیت‌های فرهنگی که به لحاظ تجاری سودمند نیستند (فرهنگ غیرانتفاعی) با پرداخت یارانه و وضع قوانین و تأسیس نهادهای فرهنگی، تعادلی با نهادهای فرهنگی تجاری به وجود آید‌. از این رو دولت می‌تواند با پرداخت و ایجاد بودجه‌هایی برای حوزه فرهنگ به حمایت از آفرینش، پخش و نشر آفریده‌های فرهنگی و حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی و آثار به جای مانده از گذشتگان در فرهنگ دخالت کند و به حمایت از فرهنگ بپردازد.[۲۶]»

بند دوم : ایفای نقش ترویجی

از دیگر نقش‌هایی که دولت می‌تواند در عرصه فرهنگ داشته باشد نقش ترویجی آن است: ترویج دربرگیرنده هر چیزی می‌شود که موجبات دستیابی فرد یا گروه را به زندگی فعال‌تر و خلاق‌تر فراهم آورد و باعث شود قدرت انطباق، قدرت برقراری ارتباط با دیگران، قدرت شرکت در زندگی اجتماعی و شخصیت و استقلال او،رشد پیدا کند‌. از این رو دولت‌ها می‌توانند با ترویج فرهنگی زمینه مناسب‌تری را برای مخاطبان خود ایجاد نمایند تا بتوانند به رشد و توسعه فرهنگ کمک کرده و فعالیت فرهنگی خویش را گسترده‌تر سازند. علاوه بر آن دولت می‌تواند‌ از این طریق زمینه درگیر شدن بیشتر شهروندان را با ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی – اجتماعی فراهم کند. ‌بنابرین‏ باید اضافه کرد که دولت از طریق ترویج می‌تواند زمینه‌های دسترسی به اهدافی همچون گسترش آگاهی، افزایش ارتباط و توسعه آفرینش فرهنگی را فراهم کند.

۱-«آگاهی: با گسترده کردن ترویج، این شرایط ایجاد می‌شود که هر فرد یا گروهی از افراد بتوانند به مسایل خویش پی ببرند و بسیاری از مسایلی که هنوز برای آن‌ ها جوابی ندارد را تشخیص دهند. این امر امکان دارد با ارتباط فرد و کارهای هنری یا آفریننده این کارها صورت پذیرد. ۲-ارتباط: ارتباطی که بین گروه‌های مختلف و بین افراد یک گروه ایجاد می‌شود و ارتباط با کارهای هنری یا آفرینندگان این کارها با مردم و ارتباط بین سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان و جامعه که از طریق ترویج می‌تواند صورت گیرد، از طرف دولت می‌تواند گسترده‌تر گشته و تداوم یابد.۳-آفرینش: دولت می‌تواند از طریق ترویج فرهنگی، افراد را در مقابل سؤالاتی از خود و محیط اطراف، جهان و دیگران قرار دهد و از این طریق موجبات رشد استعدادها و خلاقیت‌ها را فراهم کند که در سطح اجتماعی به‌ صورت قوّه ابتکار و احساس مسئولیت متجلّی شود‌ و نیز تأثیر این چالش‌ها را می‌توان در آفرینش‌های فردی منجمله در مهارت‌های فردی، کارهای دستی، نقاشی و … به وضوح دید. [۲۷]»

بند سوم : ایفای نقش ضمانتی

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 90
  • 91
  • 92
  • ...
  • 93
  • ...
  • 94
  • 95
  • 96
  • ...
  • 97
  • ...
  • 98
  • 99
  • 100
  • ...
  • 176
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

آموزش ایده ها روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ترفندها

 کسب درآمد از مشاوره هوش مصنوعی
 درآمدزایی از تولید محتوا در اینستاگرام
 بازاریابی خلاقانه برای فروشگاه آنلاین
 تغذیه سگ با سمنو
 نحوه صحبت مردان عاشق
 ویژگیهای مرد عاشق واقعی
 شایع‌ترین بیماریهای طوطی برزیلی
 آموزش استفاده از ابزار هوش مصنوعی لئوناردو
 درمان جوش و دلمه پوستی گربه
 کسب درآمد از نوشتن کتاب الکترونیکی
 راهکارهای درآمد اینترنتی بدون سرمایه
 درمان لاغری عروس هلندی
 استفاده حرفه‌ای از Rich Results Test گوگل
 کسب درآمد از ساخت بازی با هوش مصنوعی
 آموزش فرمان "نه" به توله سگ
 آشنایی با ابزار Rich Results Test
 درآمدزایی از تولید مواد غذایی خانگی
 حقایق جالب درباره طوطی آمازون
 درمان بیحالی خرگوش
 استفراغ خونی در سگ: علل و درمان
 آموزش حرفه‌ای ChatGPT
 کسب درآمد از ساخت و فروش گیف دیجیتال
 راهکارهای عاشق کردن شوهر
 درآمدزایی از نوشتن کتاب الکترونیکی
 تغذیه مناسب گربه پرشین
 میوه‌های خطرناک برای سگ‌ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان