“
نظریه های علم دینی
نظریه های مختلف درباره علم دینی وجود دارد که در ذیل به چند نمونه از آن ها اشاره میگردد.
۱- اخذ نظریه های جهان شمول از دین و جهت دهی دین به علم
دکتر گلشنی آموزه های دینی و فلسفی را به عنوان منبع معرفتی ای غیر از علم تجربی به رسمیت می شناسد و عدم توجه به محدودیت علوم تجربی، و انحصار علم به علوم تجربی را –که از آن به علم زدگی یاد میکند- از آفات مهم علم جدید میداند و لذا از زمره کسانی که می خواهند علم دینی را در پارادایم علم تجربی جستجو کنند خارج می شود. (گلشنی، ۱۳۸۵، ص. ۱۵۸ ).
از طرف دیگر اصرار دارد که «منظور ما از علم دینی این نیست که کاوش های علمی به صورتی نوین انجام شود یا آنکه برای انجام پژوهش های فیزیکی، شیمیایی و زیستی، به قرآن و حدیث رجوع گردد و دستاوردهای عظیم علم در چند قرن گذشته، در ابعاد نظری و عملی، به کناری گذاشته شود»، و لذا از زمره کسانی که همه علوم را به علوم نقلی تحویل میکنند نیز خارج میگردد، بلکه سخن او نهادن هر معرفتی در جایگاه خویش است، به نحوی که هم به پژوهش های تجربی بها داده شود و هم محدوده تجربه شناسایی و به رسمیت شناخته شود و کار متافیزیک بر عهده تجربه گذاشته نشود. (همان، صص. ۳-۲ ).
۲- نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت
نظریه «قبض و بسط تئوریک شریعت» را می توان نخستین نمونه از کوششی نظام مند برای نگاه ژرف کاو در بافت معرفت دینی دانست. بی تردید، با نظر به طبیعت دشوار مطالعه معرفت شناسانه اندیشههای دینی، باید اذعان کرد که این نخستین کار، گامی است بلند که اندیشمندانه و حکیمانه برداشته شده است. اما طبیعی است که نمی توان و نباید نخستین گام را آخرین گام دانست. این نکته برای خود صاحب اندیشه نیز صادق است، تا چه رسد به دیگران و اندیشه ورزی هایی که در آینده صورت خواهد گرفت. براین اساس، نظریه قبض و بسط، همچون هر نظریه نو ظهور دیگر، محتاج تغذیه و تهذیب است تا هم قوت هایش بروز و ظهور یابد، هم ضعف هایش زایل شود و سر انجام بر پایه های خود استوار بایستد. این نظریه بر سه اصل عمده استوار است : اصل تغذیه و تلائم، اصل قبض و بسط هماهنگ، و اصل تحول. (سروش، ۱۳۷۵، ص. ۳۴۷ ).
۳- توجه به مراتب طولی عقل در درک حقایق عالم و تلازم همه جانبه عقل و نقل
جوادی آملی با ورودی تفصیلی به جزئیات مباحث معرفت شناسی، می کوشد مواضعی را که در باب ماهیت علم اتخاذ میکند، مبرهن سازد و نه تنها به اشکالات کلی گویانه مخالفان، بلکه به اشکالات دقیق و تفصیلی کسانی که در مبنای رئالیستی ایشان مناقشه کردهاند یا وحدت علم را در گروی موضوع علم نمی دانند و… در جایگاه یکی از پیروان فلسفه صداریی پاسخ تخصصی بدهد و با ورودی جدی به مباحث علم اصول فقه همچنین با نیم نگاهی به مباحث «الهیات» (مبحث نبوت) دیدگاه خود در باب ماهیت دین را منقح سازد تا با برقراری ربط و نسبت معقولی بین علم و دین زمینه را برای امکان و وقوع علم دینی مهیا کند. (جوادی آملی، ۱۳۸۶، ص. ۱۴۴ ).
۴- نظریه گزیده گویی دین
نظریه گزیده گویی دین، نظریه ناشناخته ای نبوده است، بلکه اندیشمندان و مفسران مسلمان، از ایرانی و غیر ایرانی، از آن سخن گفته و به آن پایبند بوده اند. برای مثال افرادی مانند علامه طباطبایی و امین خولی در دایرالمعارف الاسلامیه از دیدگاه گزیده گویی در دین سخن میگویند. (باقری، ۱۳۹۰، ص. ۱۵۳ ).
به هر روی، در نظریه گزیده گویی، تصور بر این است که دین، عهده دار بیان هر سخنی و طرح هر گونه معرفتی نیست، بلکه سخن معینی برای گفتن دارد؛ اما در بیان این سخن، به شیوه ای روشن و مشخص سخن به میان آمده است، نه با ابهام و ایهامی که توان تحمل هر گونه تفسیری را داشته باشد. سخن یا پیام اصلی قرآن، «هدایت انسان به ساحت ربوبی» است. به سخن دیگر، شناساندن قدر و منزلت خدا به انسان و به دست دادن دستورالعمل های فردی و اجتماعی، برای پیمودن راه خدا و تقرب به او، کاری است که دین، به طور اعم و اسلام به طور اخص، به عهده گرفته است. (همان، ص. ۱۵۴ ).
مفهوم سنت گرایی
سنت گرایی نوعی نظریه پردازی و آموزه ها و اصول کسانی است که از قبول و تبعیت سنت دفاع میکنند و سنت را قابل اعتمادتر از افکار و احساسات و افعالی می دانند که بر اثر تجربه و تفکر شخصی حاصل شده اند. سنت گرایان نگاهی کاملا مثبت به سنت داشته و معتقدند که با احیای سنت می توان آینده بهتری را نسبت به آنچه تجدد برای انسان فراهم کردهاست، تحقق بخشید. (فکری ،۱۳۹۲، ص. ۲۸ ).
فریتیوف شوآن، رنه گنون و دکتر نصر سنت را اینگونه بیان می دارند «سنت پیوندی است که انسان را به حقیقت الهی می رساند ». در یک تمدن سنتی تمام فعالیت ها بر اساس اصولی با منشأ الهی استوار است. (نصر، ۲۰۰۶، ص . ۱۷۵).
آنچه از سنت مورد نظرسنت گرایان است، عبارت است از امری جاویدان که محدود و مقید به زمان و مکان خاصی نیست. همیشه و در همه جا وجود دارد و یگانه است؛ هرچند ممکن است با توجه به شرایط مختلف به صورت های مختلفی تجلی یابد. این سنت متضمن حقایقی با ماهیت فراشخصی است و منشأ الهی دارد و از طریق افراد برگزیده، به سوی سایر انسان ها نازل می شود. معنای کلی ترسنت مشتمل بر دین؛ یعنی اصولی است که انسان را به عالم بالا پیوند میدهد، بنابرین، سنت به این معنا سابقه اش، به اندازه سابقه تمدن بشری بر روی زمین است، اما سنت گرایی به عنوان جریان معاصر که به دنبال مدرنیته پدید آمده است، با گنون آغاز شده، با شوآن به اوج خودش میرسد. نصر را که ادامه دهنده راه شوآن است، شارح آثار شوآن می دانند. (امامی جمعه،طالبی، ۱۳۹۱، ص. ۳۸ ).
سنت گرایان قائل به وجود یک سنت واحد و ازلی هستند؛ هر چند ادیان و سنن ظاهراًً متکثری وجود داشته باشند که تجلی آن دین واحد به شمار روند. بنابرین، یکی ازمهمترین آموزه های این دیدگاه، اعتقاد به وحدت متعالی ادیان و نیز سنتی واحد است که در همه زمان ها و مکان ها به شکل های گوناگون وجود داشته است. در قلب هر سنت زنده و پویا دین جاوید وجود دارد و حکمت مربوط به آن حکمت خالده است. در نتیجه اعتقاد به حکمت خالده نیز یکی دیگر از مدعیات مهم سنت گرایی است. (همان، ص. ۳۸ ).
“