۱۲) اداره داراییهای دانش. ایجاد، تجدید، ساخت و سازمان دادن داراییهای دانش برای تعیین اولویت فرصتهای دانش
۱۳) ایجاد برنامه های تشویقی. دادن انگیزه به کارمندان برای هوشمندانه عمل کردن؛ انگیزه هایی چون نوآور بودن، تسهیم دانش، تلاش برای به دست آوردن دانش یا پاسخ درخواستهای افراد به هنگام رویارویی با وضعیت های ناآشنا و مشکل.
۱۴) هماهنگ ساختن فعالیتها و عملکردهای مدیریت دانش در سراسر زمان. شناخت فعالیتهای مربوط به مدیریت دانش و یاری کردن آن ها به منظور هماهنگ ساختن، همکاری و تشریک مساعی و ایجاد قابلیتهای باارزش.
۱۵) تسهیل مدیریت دانش متمرکز بر دانش. همچون ارائه فعالیتهای سطح بالا برای تغییر الگوی خدماتی مشتری، فرهنگ، محیط کاری، فلسفه و فعالیتهای مدیریت، فعالیتهای عملیاتی، حق تصمیم گیری، گردش کار و فرصتهایی برای عملکرد هوشمندانه.
۱۶)نظارت بر مدیریت دانش. ارائه بازخور در پیشرفت و اجرای برنامه و فعالیتهای مدیریت دانش.
۲-۱۰- نقش ها و مهارتهای مورد نیاز در پیاده سازی مدیریت دانش
به منظور ایجاد مدیریت دانش، سازمان ها باید در پی ایجاد مجموعهای از وظایف و مهارتها در زمینه دریافت، توزیع و استفاده از دانش باشند (داونپورت و پروساک، ۱۳۷۹). برایان بروجرون[۴۷] در کتاب اصول مدیریت دانش خود از پنج گروه نقش اصلی در مدیریت دانش نام میبرد که به آن ها اشاره میکنیم:
۱٫ نقش مدیر دانش ارشد: یک موقعیت مدیریتی ارشد راهبردی که بر ارتقاء، ارتباط و تسهیل اقدامات مدیریت دانش در سازمان متمرکز می شود.
۲٫نقش تحلیلگر دانش: یک موقعیت تاکتیکی رده پایینتر تا متوسط که شامل فراگیری و انتشار بهترین اقدامات در سازمان است.
۳٫ نقش مهندس دانش: یک موقعیت تاکتیکی رده پائینتر که بر جمع آوری اطلاعات از متخصصین و ارائه آن به شکل سازماندهی شده متمرکز است که این اطلاعات میتواند در سازمان به مشارکت گذاشته شده یا ذخیره شود.
۴٫ نقش مدیر دانش: یک موقعیت تاکتیکی رده متوسط که شامل هماهنگی کارهای مهندسین دانش و تحلیلگران است به خصوص در سازمانهای بزرگ.
۵٫ نقش ناظر دانش: یک موقعیت تاکتیکی رده پائینتر و اغلب موقت و غیر رسمی که در شرکتهای کوچک به کار گرفته میشود.
برخی از مسئولیتهای مدیر دانش ارشد شامل موارد زیر است (برایان بروجرون، ۱۳۸۶) :
تعریف سیاست مدیریت دانش: استقرارسیاست مربوط به کارکنان با توجه به مستندسازی فرآیندهای کاری یکی از چندین وظیفه ایست که ممکن است توسط مدیریت ارشد شخصاً حمایت شود.
بشارت دادن مدیریت دانش: انگیزش کارکنان برای پذیرش مدیریت دانش با بیان اینکه چگونه برای شرکت منافعی را به دنبال دارد و مدیریت فرایند کلی داراییها صورت میگیرد.
هماهنگی آموزشها: اقدامات مدیریت دانش شامل آموزش، تعیین مسئولیت فردی و یک شخص مرجع در هر گروه کاری است.
حفاظت و ایمنی اطلاعات: همانند یک دروازهبان اطلاعات، مدیر دانش ارشد اغلب در موقعیتی است که دسترسی به اطلاعات و غربال شدن اطلاعات را تعیین میکند تا به اندازه نیاز به دانستن ، در دسترس باشند.
رابط مدیریت کارکنان : ایفای نقش رابط بین مدیریت و کارکنان است.
مدیر دانش ارشد فنآور :باید با نرم افزارها و ابزارهای اطلاعاتی آشنا باشد تا مدیریت دانش را اجرا و پیادهسازی کند.
۲-۱۱- مزایای مدیریت دانش
اغلب دستاندرکاران مدیریت دانش، مجموعه مزایای آن را چهار قلمرو ذکر میکنند:
۱٫ صرفه جوییها و کاراییها: فرآیندها با کارآمدی بیشتر انجام میگیرند و نیاز به بازآفرینی راههای انجام کار را از بین میبرند.
۲٫ فرصتهای جدید: بازارها و فرصتهای جدید مشخص میشوند.
۳٫ تغییر و نوآوری: سازمان میتواند تغییرات را شناسایی کند و نسبت به آن ها واکنش درست نشان داده و خود را به موقع تغییر دهد.
۴٫ به کارگیری بهتر نیروی انسانی: سازمان، بهرهبرداری کاراتری از منابع انسانی خود به عمل میآورد (انصاری و دیگران،۱۳۸۹: ۴۸).
دنهام گری[۴۸] هشت مزایای خاص مدیریت دانش را شناسایی کردهاست (رادینگ، ۱۳۸۶: ۸۶):
۱٫ جلوگیری از افت دانش: سازمان را قادر میسازد تا تخصص فنی حیاتی خود را حفظ کرده، از افت دانش حیاتی که از بازنشستگی، کوچکسازی یا اخراج کارکنان و تغییرات ساخت حافظه انسانی ناشی میشود، جلوگیری میکند.
۲٫ بهبود تصمیمگیری: نوع و کیفیت دانش مورد نیاز برای تصمیمگیریهای اثربخش شناسایی میکندو دسترسی به آن دانش را تسهیل میبخشد. در نتیجه، تصمیمات سریعتر و بهتری میتواند در سطوح پایینتر سازمانی صورت گیرد.
۳٫ انعطافپذیری و انطباقپذیری: به کارکنان اجازه میدهد درک بهتری از کار خود به عمل آوره، راه حلهای نو مطرح کنند، با سرپرستی مستقیم کمتر کار کنند و کمتر نیاز به مداخلات داشته باشند. در نتیجه کارکنان میتوانند در موقعیتهای چند وظیفهای فعال باشند وسازمان میتواند روحیه کارکنان را بالا ببرد.
۴٫ مزیت رقابتی: سازمان ها را قادر میسازد تا کاملاً مشتریان، دیدگاه ها و بازار و رقابت را درک کرده تا بتوانند شکافها و فرصتهای رقابتی را شناسایی کنند.
۵٫ توسعه دارایی: توانایی سازمان را در سرمایهگذاری در حفاظت قانونی برای مالکیت معنوی بهبود میبخشد. درغیر این صورت، ثبت اختراعات، علائم تجاری، اجازه نامهها، حق انحصاری اثر و اسرار تجاری ممکن است در زمان درست به کار گرفته نشود و منجر به حفاظت قانونی کمتر و کاهش ارزش بازار برای مالکیت معنوی شود.
۶٫ افزایش محصول: به سازمان اجازه میدهد که دانش را در خدمات و فرآوردهها به کار گیرد. در نتیجه، ارزش درک شده محصول و خدمات با نسبت مستقیم میزان و کیفیت دانش در محصول افزایش پیدا میکند.
۷٫ مدیریت مشتری: سازمان را قادر میسازد تا توجه کانونی و خدمت به مشتری را افزایش دهد. دانش مشتری باعث سرعت پاسخ به سوالات، توصیه ها و شکایتهای مشتری میشود. این امر همچنین تضمین کننده سازگاری و کیفیت بهتر خدمات به مشتریان میگردد.
۸٫ به کارگیری سرمایه گذاریها در بخش سرمایه انسانی: از طریق توانایی بخشیدن به سهیم شدن در درسهای یادگرفته شده، فرآیندهای اسناد، بررسی و حل استثنائات و در اختیارگرفتن و انتقال دانش ضمنی، سازمان ها میتوانند به بهترین وجهی در استخدام و کارآموزی کارکنان سرمایهگذاری کنند.
میلز نیز دو مزیت برای مدیریت دانش بیان کردهاست که عبارتند از:
۱٫ مدیریت دانش موجب میشود که سازمان ها به طور هوشمند عمل کنند به طوری که کارایی و موفقیت آن ها قطعی شود.
۲٫نظام مدیریت دانش موجب میشود سازمانها به ارزش وجودی دانش در پیشبرد اهداف سازمان به ارزش و ادامه رقابت در بازار جدید جهانی پی ببرند (انصاری و دیگران به نقل از یمین فیروز،۱۳۸۹: ۴۸).