بنابرین دانش های طبیعی نیز میتوانند موجب خشیت در مقابل خدا شوند، به شرط آن که نور هدایتگر حقیقت دانش، همراه آن گردد و دانشمند با نور دانش به طبیعت بنگرد و در پدیدههای اعجاب انگیزش تأمل نماید.
۵- اخلاق شایسته از برکات نور دانش
یکی از آثار و برکات حقیقت نورانی دانش، خود سازی، اخلاق نیکو و صفات پسندیده است، این ویژگی مهم در روایات فراوانی مورد توجه قرار گرفته است. امام علیعلیه السلام فرمودند: “هر اندازه دانش انسان افزون گردد، توجه وی نسبت به نفس خود، بیشتر گردد و در ریاضیات و اصلاح آن، کوشش بیشتری مبذول کند[۴۶].”
۶- جدا ناپذیری جوهر دانش از عمل شایسته
یکی از ویژگی های برجسته نور دانش که در روایات فراوانی مورد تأکید قرار گرفته، عمل صالح است. از نظر این احادیث، اعمال شایسته، ثمره دانش است و بدون عمل، چراغ دانش در وجود انسان، خاموش می شود.
۲-۳-۲٫ ابزارهای کسب دانش
با مروری بر آیات و روایاتی که در زمینه دانش میباشند، می توان فهمید که در انسان سه ابزار برای کسب دانش وجود دارد که در حقیقت دانش و آگاهی های انسان از این ابزارها حاصل می شود. این ابزارها عبارتند از:
۱- حس: حواس ششگانه ظاهری انسان، ابزارهایی هستند که شناخت آغازین از جهان هستی مربوط به آن ها میباشد. اگر هریک از این ابزارها به کار گرفته نشود، شناخت ویژه آن از انسان سلب میگردد.
۲- عقل: عقل مرکز شعور و ادراک در وجود انسان است و وظیفه آن ترکیب، تجزیه، انتزاع، تعمیم و تعمیق مفاهیم است.
۳- قلب: در مباحث معرفت شناسی در علوم اسلامی، هنگامی که قلب در کنار عقل به عنوان یکی از ابزارهای دانش و شناخت مطرح می شود، مقصود قلب به عنوان مرکز معارف شهودی است. در همین زمینه حجت الاسلام و المسلمین محمد محمدی ری شهری در کتاب “مبانی شناخت” خود میگوید: مبدأ و مصدر اصلی همه ادراکات و احساسات انسان، روح اوست و ابزارهای سه گانه دانش و شناخت (حس، عقل و قلب)، در واقع به منزله راه هایی هستند که روح از طریق آن ها به جهان هستی ارتباط برقرار میکند.
تحصیل و کسب دانش به وسیله ابزارهای سه گانه ای که اشاره شد، از طرق و راه های گوناگونی امکان پذیر میباشد. راه های کسب دانش به وسیله ابزارهای حس و عقل عبارتند از:
۱- تفکر: به عنوان نمونه خداوند متعال می فرماید:
﴿کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ[۴۷]﴾
“بدین سان آیات (و نشانه های) خود را برای گروهی که تفکر می کنند شرح میدهیم”
۲- آموختن: به عنوان نمونه پیامبر اکرمصلّی الله علیه و آله می فرماید:
“انّما العلم بالتّعلّم[۴۸]“
همانا دانش به آموزش است.
۳- عبرت گرفتن: به عنوان نمونه امام علیعلیه السلام می فرماید:
“من اعتبر أبصر، و من أبصر فهم، و من فهم علم[۴۹]“
هر کس که عبرت بگیرد، بینا شود و هر کس بینا شود، می فهمد و هر کس بفهمد، دانشمند شود.
۴- تجربه اندوزی: به عنوان نمونه امام علیعلیه السلام می فرماید:
“فی التّجارب علم مستأنف[۵۰]“
در تجربه ها دانشی تازه است.
۵- شناخت ضدها: به عنوان نمونه امام علیعلیه السلام می فرماید:
“از ادراک آفرینی او دانسته شد که از ادراک بی نیاز است، از جوهر آفرینی او دانسته شد که جوهری ندارد، از نهادن تضاد میان اشیاء دانسته شد که خود ضدی ندارد، و از مقارنه ای که میان چیزها بر قرار کرد دانسته شد که قرینی ندارد[۵۱]“
همچنین راه های کسب دانش به وسیله ابزار معرفت قلبی عبارتند از:
۱- وحی، ۲- الهام، ۳- وسوسه
حوزه و قلمرو شناخت و کسب دانش به وسیله ابزارهای حس و عقل شامل برخی قلمروهای دانشی نمی شود که این قلمروها تنها با ابزار معرفت قلبی کسب خواهد شد. اهم این قلمروها عبارتند از:
۱- حقیقت خداوند، ۲- حقیقت پیامبران، امامان و مومن، ۳- حقیقت روح، ۴- احکام فقهی (محمدی ری شهری، ۱۳۷۹).
همچنین روایات متعددی وجود دارد که انسان ها را به تبادل دانش با یکدیگر و آموزش دادن دانش خود به دیگران سفارش نموده است. در همین زمینه حجت الاسلام و المسلمین محمدی ری شهری (محمدی ری شهری،۱۳۷۷) بخشی از جلد هشتم کتاب میزان الحکمه خود را به گردآوری احادیث با موضوع “انفاق کردن علم” اختصاص داده است. به عنوان نمونه امام حسنعلیه السلام می فرمایند:
“علّم النّاس، و تعلّم علم غیرک، فتکون قد أتقنت علمک، و علمت ما لم تعلم[۵۲]“
دانش خود را به دیگران بیاموز و از دیگران دانش آن ها را یاد بگیر، زیرا با این کار هم دانش خود را محکم استوار کرده ای (پرورش داده ای) و هم آنچه را نمی دانسته ای آموخته ای.
در نهایت بر اساس منابع اسلامی علم و عمل مکمل و وابسته به یکدیگر میباشند و به کار بستن علم بیشترین عامل رشد و توسعه دانش نامیده شده است[۵۳]. از طرف دیگر دانشی که توسط دارنده آن به کار گرفته نشود، همانند گمراهی و رنج و سختی خواهد بود[۵۴]، و هر کس که کاری را بدون دانش و بصیرت انجام دهد به بیراهه خواهد رفت[۵۵] و کار خود را با موفقیت انجام نخواهد داد.
در مجموع با توجه به مباحث مطرح شده می توان اینطور نتیجه گیری نمود که:
۱- منظور از حوزه و قلمرو دانش در پژوهش هایی که از منابع اسلامی استفاده نمی کنند، حداکثر مواردی است که به وسیله ابزارهای حس و عقل انسان کسب می شود و در آن تحقیقات به دانش های مرتبط با معرفت قلبی و الهام پذیری پرداخته نمی شود. لذا به منظور دستیابی به حکمت استفاده از کلیه ابزارهای کسب دانش که به آن ها اشاره شده، ضروری میباشد.
۲- مفهوم دانش در منابع اسلامی شامل آموزه های گسترده و دقیقی میباشد که خود تحقیقی مجزا و مفصل را می طلبد. اما در حد تحقیق حاضر، می توان از روایات بررسی شده اینطور جمع بندی نمود که دانش سودمند پس از تحصیل توسط یک فرد مسلمان، بایستی با آموزش به دیگران و همینطور یادگیری از دانش دیگران، به اشتراک گذاری و غنی شده و در نهایت با عمل کردن به آن به بهره برداری رسد. لذا شرط لازم برای دستیابی به حکمت، عمل کردن به دانش میباشد.
۳- به منظور مؤثر بودن دانش کسب شده در فرایند مدیریت دانش در سازمانها، بر اساس تقسیم بندی دانش در منابع اسلامی به دانش های سودمند و غیر سودمند، بایستی در فرایندهای مدیریت دانش، دانشهای سودمند به اشتراک گذاری و استفاده شوند و از اشاعه دانش های غیر سودمند جلوگیری شود. ضرورت این مهم زمانی بیشتر مورد توجه میباشد که کاربر سیستم مدیریت دانش، با حجم انبوهی از دانش ها مواجه است و تنها قسمتی از آن میتواند به عنوان دانش سودمند فرد را در دستیابی به اهداف کاری یاری رساند. بقیه دانش های سیستم هم اگرچه مضر نیستند و ممکن است برای بقیه کاربران سودمند میباشد، اما سیستم مدیریت دانش به گونه ای بایستی طراحی شود که هر کاربر به دانش های سودمند خود دسترسی داشته باشد.